مامان آينده نزديك

به اميد روزي كه ني ني دار بشم زندگي مي كنم، مي نوسم براش تا يه روز خودش بياد و بخونه مامانش چقدر عاشقانه منتظرش بوده...

یه خواب شیرین

سلام عزیزم، بازم مثل همیشه توی بدترین شرایط اومدی پیشم، و از بودنت بهم انرژی دادی، عزیز مادر ، این چند روزی که گذشت اصلا روزهای خوبی نبود ، بابای مهربونت مریض بود ومن به شدت کلافه بودم، می دونی حس بدی داشتم از اینکه حال امیر اینطری بود و کلی کلافه بودم از اینکه نمی تونستم کاری برای خوب شدنش بکنم تا پریشب ، که تو بخوابم اومدی ، راستش رو بخوای توی این چند روز به تنها چیزی که فکر نکرده بودم تو بودی  اما با امدنت به خوابم و نگاه معصومت خیلی چیزا رو درست کردی می دونی ، خواب دیدم که دارم بهت شیر می دم ، اینبار پسر بودی ، و می دیدم که شیر توی سینم زیاد شده و تو با اشتیاق شیر می خوردی  هر کسی هر ...
30 شهريور 1394

لباس جدید

  سلام سلام سلام  دیروز صبح بخاطر اینکه حال و هوای خودمو عوض کنم این عکس رو توی تلگرامم گذاشتم  خیلی از دوستانم زیرش نوشته نظر داده بودن،  یکی می گفت کفش بخر، یکی می گفت لوازم آرایش ، یکی دیگه گفت از این ظرف گل گلیا که خیلی عاشقشونم بخر اما من اینو خریدم...       کوچولوی مامان، فندوقم مبارکت باشه با اینکه اون طرحی نبود که دوسش داشته باشم ولی چون نمی دونستم بلاخره خدای مهربونمون قراره امیر ارسلان یا آیدا رو زودی توی بغلم بزاره مجبور بودم رنگ کرم بخرم در نتیجه فقط همین طرح رو داشت امیدوترم کلی دوسش داشته باشی پ ن: این روزا تنها سرگرمی من بازی با...
9 شهريور 1394

عروسک جدید

    سلام فندوق جونم فرشته کوچولو ، مامان الی از این عروسکا سفارش داده واسه شما درست کنن می بینی چقدر ناز و تو دل برو منتظر تویه مامان الی عاشق این عروسکاس ، امیدوارم تو هم حسابی دوسشون داشته باشی پ ن : مامان, قرتی میمیره واسه این جلف بازیا       ...
8 شهريور 1394

تصمیم جدید مامان الی ...

  سلام سلام سلام بازم من اومدم با یه تصمیم جدید دلبر زیبای مادر  دیشب داشتم با پدر مهربونت حرف می زدم  می دونی فندوق من ، مامانی تصمیم گرفته که کلی لاغر بشه  که وقتی تو میای تو دل مامانی ، مامانی بتونه کلی عکسای خوچل مچل با فندوق توی دلش بگیره خوب پس 1 سال زمان دارم تا اون موقع با یه هدف بزرگ که توای عزیز تر از جانم می دونی اینقدر دلبری که نمی تونی تصور کنی چیکارا باهات دارم  چه عکسایی مامان الی قراره از تو فرشته کوچولوش بگیره منتظرتم فندوق ... پ ن : ممنون که با آرزو ها و حرفای تنهایی من و فندوق همراه هستین  ...
4 شهريور 1394

برگزاری جشن ادب در هفت سالگی...

تا حالا به این موضوع جالب فکر نکرده بودم ، اینجا گذاشتم که شما دوستایی که میان پیشم هم استفاده کنید ، برگرفته از نی نی وبلاگ :  http://mamanschool.niniweblog.com با توجه به روایات، اولین دورۀ آموزشی مبارزه با نفس برای فرزندان از سن هفت سالگی آغاز می‌شود. پدر و مادر باید از 7 تا 14 سالگی، رعایت «ادب» را به فرزندان خود آموزش بدهند تا بچه‌ها اصل مبارزه با هوای نفس را درک کنند و بدانند که باید با «دلم می‌خواهد»های نابجای خودشان مبارزه کنند. لذا ما نام این دوران را «دوران ادب» می‌گذاریم... تمرین ادب؛ اولین مرحلۀ فراگیری مهارت مبارزه با نفس در کودکان «مب...
3 شهريور 1394

چرا فرشته هاتو می بری خدا؟؟؟

سلام دوستای نی نی وبلاگی من امیدوارم حالتون خوب باشه امروز کلی دلم از خدا گرفت می دونید ، امروز داشتم نی نی وبلاگ گردی می کردم که یهو با یه پیج آشنا شدم اسم نی نی زیباش نیلا بود نیلا کوچولا بعد از بدنیا اومدنش هنوز 1 ماهش نشده بوده از پیش پدر و مادرش می ره و دوباره فرشته آسمونی میشه... خدایا چرا با آدمات اینکارو می کنی؟ چرا می زاری آدمها بعد وابستگی که دارن اینجوری تنها و سرخورده بشن این انصاف نیست خدایا مامان نیلا کوچولو خیلی تنها شده ، آخه کلی به نیلا از زمانی که یذره بوده عادت کرده بوده ، باهاش حرف می زده قصه می گفته اگه یه روز نیلا کوچولا تکون نمی خورده از غصه پر پر می شده حالا بدون نیلا چیکار کنه؟؟؟؟ ...
2 شهريور 1394

یه خواب خوب

نی نی کوچولوی من سلام دیشب خواتو دیدم خواب دیدم اومدی تو دل من الهی قربونت برم که دختر بودی و مامان الی اسمتو آیدا صدا زد مادر ، خیلی زیبا بودی، اونقدر آروم و مهربون تو رو دادن بغل من که من دلم نمی خواست اصلا چشمامو باز کنم آیدای مامان ، چشمای نازت هنوز تو ذهنمه چه شب آرومی بود، زیبا و پر از عشق دخترم ، باورم نمی شد که توی آغوشمی ، همش نگران بودم که نکنه تو رو از دست بدم و محکم تر تو بغلم فشارت می دادم دختر زیبای من ، بابا امیر کلی از اومدنت خوشحال بود کلی ذوق می کرد و مثل پروانه دور من و تو می گشت  دخترم هر شب پیش مامان بیا دل تنگتم فرشته ی آسمونی من  پ ن : مادر و پدرت قول می دن تمام تلاششون ر...
28 مرداد 1394

پاهای کوچولوت

عزیز دلم ،  امروز دلم برای پاهای کوچولوت ضعف رفت هنوز نیومدی ببینی مامانی الی چقدر می خواد باهات بازی کنه   شیطونی های بچه گونه ،  مامانی کلی می خواد انگشتای کوچولوی پاهاتو ماساژ بده ، کلی ببوستشون ، جوجه مامان ،امروز تصمیم گرفتم حتما برات از این پاپوشای کوچولو بخرم، همین پاپوش خرسیا آخه من خودم دارم ضعف می کنم برای اینا دیگه چه برسه به تو جوجه ی من که کلی باهاشون بازی کنی مامانی کلی چشم براهه ، زودی بیا تو دل من فرشته آسمونی من    ...
27 مرداد 1394

خدایا شکرت

وااااای خدای من هزاران بار شکرت دیشب امیر بهم گفت آبان سال دیگه نی نی دار می شیم این یعنی بهترین خبر دنیا این یعنی من قراره مامان شم این یعنی من مادر یک فرشته مهربون و کوچولو می شم این یعنی همسرم راضی شده بابا بشه خدایا شکرت خیلی وقت بود منتظر بوم امیر بگه کی ما نی نی دار می شیم  و دیشب گفت بلاخره  مهربون کوچولوی من بلاخره قراره تا 1 سال دیگه بیای تو دل مامان از الان عاشقتم فرشته کوچولو  ...
17 مرداد 1394